ترانه زیر از فیلم " با او حرف بزن Talk To Her" پدرو آلمودوار
است.عنوانش از من است چون از خود فیلم آن را گرفتم و عنوان اصلی آن را نمیدانم.
در فرصتی در مورد خود فیلم هم خواهم نوشت.
My dove People say that at night |
قمری من
مردم میگویند در شب
وقتاش را با گریهکردن میگذراند
و میگویند که هیچ نمیخورد
و با نوشیدن وقتاش را میگذراند.
مردم قسم میخورند که خیلی از قدیسین
از شنیدن ضجههایش
که چگونه زجر میکشید برای او
به لرزه افتادهاند.
حتا در بستر مرگش
صدا میزد او را:
آی آی آی، آنگونه که او آواز میخواند،
آی آی آی، آنگونه که او آه میکشید،
آی آی آی، آنگونه که او آواز میخواند.
از مصیبت مرگبارش
پر پر میزد.
یک قمری غمگین
صبح زود آمده بود و آواز میخواند
در آن خانهی کوچکِ بیکس
که کسی تمام پنجرههایش را باز کرده بود.
مردم قسم میخوردند که قمری
چیزی جز روح او نیست
که هنوز به انتظارش ایستاده است
منتظر آن دختر بینوا
تا برگردد...
کوکو رو کو کو
قمری من
کوکو رو کو کو
گریه مکن.
سنگها هرگز نمیفهمند...
قمری من،
هرگز نمیتوانند بفهمند
که عشق چیست.
اگه گريه از جنس عصاي موسي باشه سنگو آب ميكنه و اگه از جنس تجلي باشه سنگو ميتركنو...
پاسخحذف