دیگر منتظر آمدنت نمی‌مانم!

دوباره مرتکب شعر گفتن شدم و اینجا هم منتشرش می‌کنم. نمی‌دانم برای این شعر چقدر این نوشته‌ی پایین را که از بیضایی می‌آورم تحت تاثیر قرارم داده یا چقدر شعری از فروغ که نمی‌دانم کدام‌‌ش هم. بهرحال آن را اینجا می‌گذارم همراه با متن خوب بیضایی و یک طرح زیبا از "اردشیر رستمی" از کتاب "دیگ دودزده".
دیگر منتظر آمدنت نمی‌مانم

گفتی که می‌آیی و برایم بال خواهی آورد
تا بر تمام دریاها پرواز کنم
و برای همه‌ی گنجشک‌های گرسنه دانه بیاورم.
گفتی که می‌آیی و برای چشمه‌ی پایین دره
بوته‌های گل ‌سرخ می‌آوری تا بیهوده هرز نرود.
گفتی که می‌آیی
و هرگز سایه‌ی تو را در آستانه‌ی در ندیدیم
هنگامی که تیغ خورشید
شکوفه‌های باغ‌ را مثله می‌کرد.
تو که نیامدی
من تمام دریاها را گریه کردم
و همه‌ی گنجشک‌کان گرسنه را نان شدم.
نگران آمدنت نباش
که چشمه‌ی پایان دره هرز نمی‌رود
خشک شده است دیگر
[مثل گلوی من
مثل گریه‌هایم.]
و باغ‌ها،هرگز
آفتاب را، به سایه‌ها نمی‌بخشند.

اسفند 84



-----------------------------------------------------------------------
"می‌توانی زندگی ببخشی، می‌توانی مرگ. اینت بخشندگی دریاوار.
اینک موجی باش از مهر یا خشم و مرا فرو بر، آتشی باش، مرا با عشق ببخش و سوزان نسیمی شو، مرا به باد عشق به سپار...
ترا به نامی که هستی نامیدم؛ ای بانوی آب ای بانوی مهر ای بانوی شراب ای ساقی...
ما همه‌جا جشن می‌گیریم. همه‌جا آتش، همه‌جا آذین. در جشن ما پرنده‌های دنیا می‌خوانند. درختان باغ آسمان در نسیم شکوفه می‌ریزند و در جشن ما همه‌ی آهوان آزادند. رودها جاری نمی‌شوند مگر به سوی زمین‌های تشنه‌ی بکر. بیا، ما همه را در ضیافت خود مهمان می‌کنیم. ما همه‌ی گرسنگان را نان می‌دهیم. ما همه‌ی دنیا را سیر می‌کنیم. اینک این نگین من پاسخ بده بگو. "

["راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی"بهرام بیضایی.]

7 نظر:

  1. کوروش عزیز .
    سلام
    شعر « دیگر منتظر آمدنت نمی مانم »را می خوانم. و بسیار از آن لذت میبرم. بسیار بدلم می نشیند.اگر اجازه بدهی دوست دارم آنرا در پرستو به نام خودت منتشر کنم
    من ازین جا سبز و شکوفا میروم. همیشه سبز و شکوفا باشی
    فریدون

    پاسخحذف
  2. چو بیایی کُشَدم شوق و نیایی کشدم غم
    من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی
    کمی طنزش زیاده. ببخشید دیگه. آخه مطلب شما خیلی جدی بود
    راستی بابت اون لینکِ سیاهسنبو هم خیلی ممنون. ازش استفاده کردم.

    پاسخحذف
  3. دوست گرامی لطف کنید نظر خود را در باره خرید کتاب و کتابخوانی در گاه نگار بامداد پگاه درج نمائید

    پاسخحذف
  4. فریدون عزیز!
    تو همیشه لطف داری به من. هر چیزی که از من سراغ داری چه عکس‌ها و نوشته‌ها و ... می‌توانی هر جا که دلت خواست استفاده کنی، حتا بی‌نام خودم. چیزهای زیاد بزرگ و باارزشی نیستند که از دوستان و دیگران بشود دریغ کرد.همیشه سبز و شکوفا باشی.[سیستم کامنت پرشین بلاگ هم رو‌سیاه! هیچ وقت خدا باز نمیشه.]


    شرتوی عزیز!
    چه شعر قشنگی بود. از ته دل خندیدم. طنز زیبای داشت. خوشحالم که از آن آدرس توانستی استفاده کنی.راستی من استعداد طنز نوشتن ندارم از وگرنه زیاد هم جدی نمی‌نویسم!!

    پاسخحذف
  5. salam,az webloge "be khorshid salam mikonam" ba inja ashna shodam,ba ejaze too weblogam behetoon link midam, kheili aalie inja,va in shere akhar ke ye arameshe ghamgin dare,
    khosh bashid

    پاسخحذف
  6. با گریه می نویسم: از خواب با گریه پا شدم.
    دستم هنوز بر گردن بلند تو آویخته است
    و عطر گیسوان سیاه تو

    با لبم آمیخته است.

    دیدار شد میسر و
    ...

    با گریه پا شدم
    :(


    از اینکه با شعری از ابتهاج(در پست بالایی) و کاریکاتوری از اردشیر رستمی یکجا در یک وبلاگ مواجه شدم، بسیار خوشحال شدم.انگار خیلی از دل نوشتین که اینقدر زود به دل می شینه.
    موفق باشید
    ممنون می شم سری به من هم بزنین

    پاسخحذف
  7. ناشناس5:16 PM IRST

    نوچ خوب نيس!پسر تو چقده ناميدي

    پاسخحذف

مطالب پرطرفدار