در کوچه باغهای عشق
"میتوانی زندگی ببخشی، میتوانی مرگ. اینت بخشندگی دریاوار.اینک موجی باش از مهر یا خشم و مرا فرو بر، آتشی باش، مرا با عشق ببخش و سوزان نسیمی شو، مرا به باد عشق به سپار...
ترا به نامی که هستی نامیدم؛ ای بانوی آب ای بانوی مهر ای بانوی شراب ای ساقی...
ما همهجا جشن میگیریم. همهجا آتش، همهجا آذین. در جشن ما پرندههای دنیا میخوانند. درختان باغ آسمان در نسیم شکوفه میریزند و در جشن ما همهی آهوان آزادند. رودها جاری نمیشوند مگر به سوی زمینهای تشنهی بکر. بیا، ما همه را در ضیافت خود مهمان میکنیم. ما همهی گرسنگان را نان میدهیم. ما همهی دنیا را سیر میکنیم. اینک این نگین من پاسخ بده بگو. "[راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان تاریکی"بهرام بیضایی[.
… و ما همیشه به عشق، وفاداری و ایثار پایبندیم. در راهی که پیش رو داریم، به خوشحالی و آرامش یکدیگر میاندیشیم و برای شادی و آرامش همه دعا میکنیم. فراموش نمیکنیم که فقط یکبار به ما فرصت زیستن داده شده، همیشه آن را غنیمت میدانیم برای تعالی روح. ایمان داریم به معرفت و تلاش میکنیم برای معرفت به ایمان. .برای همه خوشی و شادی آرزو داریم...
دوشنبه 21 اردیبهشت، تهران
کورش ـ توفان
اشتراک در:
پیامها (Atom)
مطالب پرطرفدار
-
دوباره مرتکب شعر گفتن شدم و اینجا هم منتشرش میکنم. نمیدانم برای این شعر چقدر این نوشتهی پایین را که از بیضایی میآورم تحت تاثیر قرارم داد...
-
نمایی از فیلم "خوب بگرد پیداش میکنی" خوشخلق، متین و شوخطبع شاید کمترین صفاتی است که دربارهی بهنام صفری بشود نام برد؛ او به واقع انسا...
-
به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود نیرزد به آن که، دلی را ز خود بیازاری. در بررسی ادبیات کهن ایران، بسیاری از منتقدان و تحلیلگران ما نه با ...
-
آن کورهراه را میبینی، بگیر و برو تا میرسی کنار آن درخت بید همانجا، بیآنکه به ترسی خم شو باد در گیسوانت خواهد پیچید و شاخهها و برگها ب...
-
نه بستهام به کس دل نه بسته کس به من دل چو تختهپاره بر موج رها، رها ، رهــــــا من!!!
-
امروز همزمان با ویرایش این مطلب فیلم "کافه ترانزیت" را از کامبوزیا پرتوی دیدم. تنها چیزی که الان میگم اینه که حتما فیلم را ببنید تا روی پر...
-
تقابل شکلگرایان(Formalist) با واقعگرایان(realist) بر سر ماهیت آنچه که سینما باید از جهان به مخاطب ارائه دهد، بحثی ریشهدار در تئوری فیلم ا...
-
این داستان را خیلی وقت پیش بدونه هیچ ویرایشی برای چند نفر فرستادم. الان که نگاش میکنم فکر میکنم که نباید هیچ داستانی را بدونه ویرایش اولیه...
-
Photo: Cornel Pufan از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاری ست چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب ، واندر آب بیند سنگ دوستان و دشمنان را می شنا...
-
ارغوان، شاخهی هم خونِ جدا ماندهی من! آسمانِ تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا؟ یا گرفته ست هنوز؟ من در این گوشه كه از دنیا بیرون است، آف...