گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس


خیلی زود، زودتر از آنی که فکرش را بکنم یک سال گذشت، و چه ساده و چه بی سر و صدا این ساعت‌ها و ثانیه‌ها سپری شد. زمانی که باید چند شاخه گل بخرم و یک شام مفصل در یک رستوران مجلل مهمان شویم و در این میهمانی کسی را هم دعوت نکنیم و به دور از چشم اغیار سوری به راه بیندازیم؛ که امروز روزی است که ما عهد کردیم با هم باشیم، و نه با هیچ کس دیگر با هم زندگی کنیم و زیر سقف یک خانه کوچک را آرام آرام بسازیم و آن وقت بگویم این خانه‌ی ماست. یک سال گذشت که من و تو راهی را شروع کردیم که میلیون‌ها و میلیون‌ها آدم رفته‌اند و می‌روند. راهی که آن را زندگی مشترک می‌نامند. ولی نمی‌توانم که بگویم این میلیون‌ها میلیون انسان که این راه را رفته‌اند و یا می‌روند، آیا خوشبخت بوده‌اند، خوشبخت خواهند شد؟ اما یک چیزی را می‌دانم که خیلیای آن‌ها به معنای واقعی "مشترک" زندگی نکرده‌اند. اما من و تو واقعاً مشترک زندگی کردیم. در سختی و خوشی . جایی که قرار بود ماشین‌مان تا ته دره برود و نرفت و ما باز زندگی کردیم. جایی که قرار بود پول نداشته باشیم و از هر چه که حقوق می‌گرفتی می‌گذشتی. جایی که از هدیه‌های عروسی‌ات گذشتی تا من را خوشحال ببینی و پول‌ش را به زخمی بزنم. جایی که قرار بود کار نداشته باشم و کلی سختی بکشیم و همیشه نمی‌گذاشتی که ناراحت بشم و اعتماد به نفسم را از دست بدهم. جایی که سر هر چیز کوچکی مثل یک کودک، به بهانه‌ای تو رو آزار می‌دادم و تو فقط تحمل می‌کردی. همه این وقت‌ها و تمام چیزهایی را که نمیشه همه را در این جای کوچک جا داد، ما مشترک زندگی کردیم. حال گاهی خوشبخت گاهی ناخوشبخت.
آه نازنینِ خوبم ، تو نه سوری خواستی در یک رستوران مجلل، نه هدیه‌ای و نه حتا دسته‌ای گل سرخ. با بزرگواری تمام راضی شدی که تمام جشن‌مان را در یک کبابی کوچک و ارزان و یک پیاده‌روی در شهر و یک مشت آواز کردی و سنتی خلاصه کنی. و این تمام آن چیزی است که من اسم‌ش را می‌گذارم "مهر" خالص.
دوستت دارم چون می‌شناسمت
به دوستی و راستی
21 ادری‌بهشت چون بهشت 88

3 نظر:

  1. مش‌مش11:16 AM IRDT

    یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم دولت صحبت این مونس جان ما را بس

    پاسخحذف
  2. سالگرد ازدواج تان مبارک شاد و پیروز باشید.

    پاسخحذف
  3. ناشناس12:34 PM IRDT

    نه بابا كمتر واسه هم نوشابه باز كنيد

    پاسخحذف

مطالب پرطرفدار